555
کاش تو مسافر قطار مقابل بودی
وقتی دو قطار در ایستگاه در کنار هم می ایستند ، چشمانم چشمانت را شکار میکردند
و بعد ، در حسرت دوباره دیدنت کل مقصد ها و مبدأ های کشور را طی میکردم
ایستگاه به ایستگاه دنبال چشمایت میگشتم و در نهایت در مسیر بازگشت در راهروی تنگ قطار ، بیت اطاقک ها میافتمت .
یا شاید هم
کاش همین الان تو مسافر همین قطار بودی ...
______
دارم آهنگ Ojos tristes از سلنا گومز و گوش میدم و منتظرم فردا بعد از طلوع آفتاب به مقصد برسم
.
ولی خیلی بامزه میشدا
فکر کن یه نفر این پیام و بخونه و تو همین قطار باشه !
+ [ جمعه چهاردهم شهریور ۱۴۰۴ ] [ 22:44 ] [ fatemeh ]
|
جسمم سال ها پیش در دریا دفن و حالا تبدیل به بارون شدم ، اندراحوالات یک روح گمشده ...