534 من همه چیز رو عمیق حس میکنم

من برای مردی که موقع راه رفتن خمیده اس و پاهاش میلگه و همینجوری کار هم میکنه غصه میخورم . من برای بچه گربه ای که مادر نداره بغض میکنم . من برای گلی که چند وقته بهش آب ندادن ناراحت میشم . من برای آدم هایی که از لحاظ ذهنی یه کم باهامون متفاوت ترن و دنیای قشنگی دارن ، اشک میریزم . من برای درخت هایی که قطع میشن یا حتی یه شاخه از اون ها میشکنه غمگین میشم . من حتی وقتی قبرستون هم میرم سعی میکنم پا روی قبر کسی نذارم .‌. من حتی برای قبر های قدیمی که مشخصه خیلی وقته کسی بهشون سر نزده غصه میخورم . برای پرنده ای که از طرف مادرش طرد میشه و از لونه میندازنش بیرون گریه میکنم :) من خیلی عمیق همه چیز رو درک و حس میکنم .. و جای دیگران دچار عذاب وجدان و غصه میشم .

533

تا زمانی که به خنده بیاریشون ، دوست دارن

532

سخته هربار متوجه بشی کسی ازت خوشش نمیاد

من غیر قابل تحملم

531

همین الان بازم(530)این کار و کردم !

من ساده

من احمق

530

از این که به اندازه ای که برای دیگران ارزش قائلم و اونها برام نیستن ، ناراحتم .

529

من همیشه عاشق کسایی میشم که میدونم از آن من نیستن

:)

528

متنفرم از وقت هایی که گریه میکنم جلوی بابام

حالم بهم میخوره از خودم