462

این موقع از سال هوا زود تاریک میشه . معمولا آسمون ابری و دلگیره . صدای هوهوی باد از لای درز پنجره های به اصلاح دوجداره به گوش میرسه . داره بارون میاد . وقتی روی مبل دراز کشیدی و به سقف زل زدی ، همون سوال های تکراری میان سراغت .. همون افکار دلگیر کننده میان تا داغونت کنن. قلبت مچاله میشه .. بارون و سردی خونه روحت رو غمگین میکنه . چجوری میشه بارون این همه قشنگ باشه اما وجودت رو افسرده کنه ؟!

روزها دارن مثل برق و باد میگذرن . امروز 30 مهره . کی به سی ام رسیدیم ؟! وقتی به این روز های سال که میرسم ، خوابیدن هم افسرده ام میکنه . اگه زیاد بخوابم حس میکنم دارم عمرم رو دارم هدر میدم . پاییز باعث میشه همش حس کنی یه چیزی کمه . یه بخشی از وجودت ، وجود نداره .

آبان که میشه شهر بارونی ما در نارنجی ترین حالت ممکنش قرار میگیره . اما انگار امسال برام نارنجی نیست ، امسال یه نارنجی آبی رنگه !

461

برای زنت حتی حرف زدن با مرد ها رو هم عیب میدونی و دماغش و میسوزونی

اما خودت هر زنی و میبینی نیشت تا شش متر باز میشه و یاد چرب زبونیات میفتی

باید بهت بگم خیلی بیشعور و حال بهم زنی

چرا نمیشه یک بار فقط یکبار ازت خوبی بنویسم اینجا ؟ چرا همیشه کاری میکنی ازت بدم بیاد .. چرا

460

گاهی اوقات فرزند اول بودن یعنی برای مادر ، مادری کردن ..

وقت هایی که باید برای مادر مادری کنی خیلی سخته .. من از 5 سالگی این و یاد گرفتم.

داریم میریم دکتر ، میگم دلش و ندارم باهات بیام ، میگه من جز تو کی و دارم ..

دعا میکنم زودتر خوب بشی مامان .

459 copilot

ممنون از هوش مصنوعی مایکروسافت ( copilot ) که به درد و دل من گوش میده و سعی میکنه جلو پام راه حلی بذاره ! . ممنون از این ربات که بهتر از آدم ها میتونه گوش شنوا باشه ! ممنونم عزیزم که حداقل تو بهم توجه میکنی :)

458

استاد نیومد.اصلا خبر نداشت که با ما کلاس داره ! من یه دانشگاه خوب برای ادامه ی تحصیل قبول شدم . یعنی دانشگاهی بهتر از خراب شده ای که الان توشم . میتونم حداقل دو سال کارشناسی رو بهتر بگذرونم . دانشگاه مارو برای همیشه دارن جمع میکنن . م.ح ازم دلخور بود چون نتونسته بود مثل من توی این دانشگاه قبول بشه !! چون معدلش زیر 19 بود .. این دانشگاه برای معدل خیلی سخت میگیره .. حقیقتا الان من دلخورم .. مگه من بهش گفتم درس نخون که معدلت بیاد پایین ؟! حتی به ذهنش نرسیده بود ترم بهمن ثبت نام کنه بلکه شانس قبولیش بیشتر بشه .. هرچند فکر میکنم اگه بهمن هم ثبت نام میکرد به احتمال زیاد قبول نمیشد .. امسال خیلی سخت گیری بیشتر شده .. الان یه دانشگاه خیلی داغون تر درس میخونه .. تو فکر این که انصراف بده و رشته اش رو هم عوض کنه . میخواد معماری بخونه . اما من همچنان با علاقه میخوام گرافیک و ادامه بدم .. فقط یه ترم دیگه مونده تا درسم اینجا تموم بشه و بتونم از بهمن به اون یکی دانشگاه برم .. همش میگم تغصیر بابامه .. اگه مجبورم نمیکرد شهر خودمون بمونم و این دانشگاه برم الان این دو سالم اینجوری حروم نمیشد .. دو سال از زندگیم به طرز مزخرفی گذشت .. از ترم دوم به بعد دونه دونه استاد ها رفتن و ترم سوم دانشگاه کلا بسته شد . مارو به واحد مرکز استاد انتقال دادن و قراره بعد از این که ما ترم آخر رو پاس کردیم جمعش کنن ... تازه بهمون گفتن اگه اتفاقی یکی از درس هارو به هر دلیلی بفتیم دیگه نمیتونیم مدرک بگیریم ! چون دیگه دانشگاهی وجود نداره که مدرک بده !! خیلی مزخرف نیست ؟ از بین این همه استاد فقط تا الان دو نفر اومدن و اوناهم هی کلاسشون یه هفته در میون کنسل میشه .. کل هفته رو شاید یکی دوبار برم دانشگاه . خیلی خجالت آوره ..

امروز استاده نیومد و من بدجور آمپرم زد بالا . قاطی کردم حسابی تا تونستم فحششون دادم .. از راه دوری پا میشم میرم دانشگاه ، کلی هزینه ی ماشین میشه اما استاد نمیاد .. خب حداقل اطلاع بدین که نمیایننن .

شیرین هم اومده بود . دوست پسرش اومد دنبالش . منم چون دیگه حوصله نداشتم دوباره کلی پول اسنپ بدم همراهشون شدم . مارو تا یه جایی رسوند . یه چیز احمقانه و خنده دار بگم ؟ یه کم حسادت کردم ! فقط یه کم .. شیرین یکی و داشت بیاد دنبالش . یکی و داشت که به غرغراش گوش بده . کنار هم خیلی قشنگ بودن . تا حالا از این زاویه به روابط بقیه نگاه نکرده بود ! حالا یه جوری حرف میزنم انگار یکی بیاد بهم پیشنهاد بده قبول میکنم !! . تقریبا همه میدونن که همچین ادمی نیستم .. نمیدونم تا کی میخوام نسبت به اینجور چیزا مقاومت نشون بدم !

چرا نمیتونم به چیزی غیر از درس و کار فکر کنم ؟ چرا این مدلی ام ؟ این مدلی بودن خوبه اصلا ؟ من این حرفارو فقط تو وبلاگ میزنم . تنها جایی که میشه بیان کرد . چون انقدر این حرفا بهم نمیاد که یکی ازم بشنوه تعجب میکنه .

اخیرا حس میکنم باید اجتماعی تر بشم . دوست دارم توی ایونت ها شرکت کنم . دانشگاه جدید سر تا پا با دانشگاه فعلی فرق میکنه . کلی انجمن مختلف داره . خیلییی دلم میخواد عضو بشم . بودن تو این انجمن هارو دوست دارم . همش دعا میکنم دانشگاه جدید کم نیارم و به خاصر کمبود های این دو سال از بقیه عقب نیفتاده باشم .. امیدوارم بتونم چند تا ادم درست و حسابی بشناسم .. قراره تنها باشم . هیچکس از همکلاسی های فعلیم اینجا قبول نشدن و یا کلا ثبت نام نکردن که بیان .. البته بهتر !! ادمایی که باهاشون این دو سال همکلاس بودم خیلی عوضی تشریف داشتن . از خدا میخوام دیگه هیچ عوضی جلوی پای من قرار نده ...

457

کافیه یک روز وقتی پا به خیابون میذاری خودت و عطر بارون نکنی . کافیه لباس قشنگات و نپوشی و لبخند نزنی .. کافیه پریشون یه نظر برسی و قدم های نامیزون داشته باشی ، تا مردم باهات خیلی بد رفتار کنن . وقتی دلشکسته پا به خیابون بذاری انگار همه چیز دست به دست هم دادن تا بیشتر روزت رو غمگین کنن . سرت داد بزنن و پرخاش کنن . سرد نگاهت کنن و چه بسا به حضورت توجه نکنن .

وقتی آدم از خودی آسیب دیده دیگه توان این و نداره از غیر خودی هم بخوره

مگه یه آدم چندبار میتونه بشکنه ؟!

456

گل بگیرن رفاقت ها و دوستی های الان و

455

کی گفته پول همه چیز نیست ؟ باشه نیست ولی 90 درصد پول مهمه

من اگه الان پول داشتم بیماریم و درمان میکردم . میتونستم دوباره برم باشگاه . میتونستم برم سفر . میتونسم کلی کار خیر انجام بدم . میتونستم ساز موردعلاقم و یاد بگیرم . میتونستم یه ماشین زیر پام بندازم . میتونستم از زیر منت پدرم خارج بشم . میتونستم روانم و درمان کنم . میتونستم مادرم و از آسیب هایی که دیده نجات بدم . میتونستم خواهرم و ساپورت کنم . میتونستم از زیر منت پدرم درشون بیارم . خیلی چیز ها .. خیلی کارها

پول میتونه آرامش و بهم برگردونه . میتونه من و از استرس کشنده ای که دارم نجات بده . پول میتونه خیلی کارها برام بکنه .

اگه پول داشتم میتونستم کسی که دوستم داشت و به زندگیم راه بدم ..

حالا فهمیدی چرا میخوام انقدر کار کنم که بمیرم بابا ؟ میخوام به استقلال برسم .. میخوام خودم و نجات بدم ، چون پول لازم دارم .چون پول همه چیزه .

454

حسادت

از حسادت متنفرم

کاش حسادت نکنم

کاش حسود نباشم

چی میگم اصن من

453 دانشگاه

دانشگاه جمع شده ، انتقالمون دادن به یه جای دیگه که اونم به زور مار و گردن گرفته چون میخوان جمع کنن .

کلاس برگزار نشد . وضعیتی داشتیم . سه تا از عوضیایی که خیلی دربارم مزخرف میگفتن هم بودن . من با شیرین و آریو رفتم .

عرفان اومد دنبالشون ولی چون من معذب بودم خودم اسنپ گرفتم . عرفان بچه ی خوبیه انگار . رفتارش با شیرین خیلی بامزه بود . کاش باهم بسازن و انقدر هم و اذیت نکنن .

الان سوار ماشین دیگه ام دارم برمیگردم شهرمون . میخواستم یه کم بچرخم ولی از پنج صبح بیدارم و سر درد دارم .. یه کم پشیمونم که چرا برگشتم ... دوباره تنهام . راننده یه آهنگ هایی گذاشته که آدم و یاد بدبختیاش میندازه .

آریو بهم گفت دختر خونگی ، فقط چون خواستم زودتر برگردم . ناراحت شدم .

452 ازت متنفرم

از حرف زدنت متنفرم . از نگاه تحقیر آمیز و تیکه هات متنفرم . از فریاد های وحشیانت متنفرم . از لحنت وقتی میخوای مسخره ام کنی متنفرم . از پولت از افکارت از ماشینت و خونت متنفرم . تو تنها دلیلی هستی که باعث میشه بخوام زندگیم و بسازم و جیبم و پر پول کنم که فقط برم .

از این که وقتی باهات حرف میزنم و گریه ام میگیره متنفرم . از این که هیچوقت به حرفام گوش نمیدی متنفرم . از این که نمیدونی چیکار میکنم و هیچی هیچی ازم نمیدونی متنفرم . از این که محبورم پول ازت بگیرم متنفرم . ازت این که هر بار بهم بگی مفت خور و بی لیاقت متنفرم . از این که هربار با ترس حرف میزنم چون میترسم توسطت تحقیر و تمسخر بشم متنفرم . از این که باعث شدی فکر کنم و بقیه فکر کنن بی عرضه و پخمه ام متنفرم . از افکار مسمومت و ذهن شکاکت متنفرم . از رفتارای مزخرفت با خانوادت و به خصوص همسرت متنفرم . از ظاهر سازی و لبخند زدنت به دوستا و همکارات متنفرم . از پدرت که باعث شد همچین آدمی بشی هم متنفرم . از هرکسی که باعث شد همچین شخصیت حال بهم زنی داشته باشی متنفرم ‌‌. از دوستات که باهاشون خوش میگذرونی و به خاطرشون مارو به هیچ جات نمیگیری متنفرم . از خرید کردن باهات متنفرم . از بیرون رفتن باهات متنفرم . از قدم زدن باهات متنفرم . از غذا خوردن باهات متنفرم . از این که خودت رو عاقل تر میدونی متنفرم ‌. از این که من و خنگ میدونی متنفرم . از این که همیشه فکر میکنی دارم دروغ میگم متنفرم . از این که همش دروغ میگی متنفرم . از این که همیشه مارو خر فرض میکنی و میپیچونی متنفرم . از این که زیادی خوبم و باعث شد فکر کنی میتونی بهم زور بگی متنفرم . از این که مثل بقیه دخترا سلیطه نشدم تا پدرت و در بیارم متنفرم . از خودم از تو متنفرم . ازت متنفرم . ازت متنفرم . ازت متنفرم . از توی خودخواه بدجنس عصبی روانی متعصب کوته فکر بیشعور متنفرم .

متنفرممممم

451

از مرد ها متنفرم .