505
دکتر گفت وقتی امروز میری آزمایش بدی ، استرس نداشته باش رو جوابش تاثییر میذاره . از شش بیدار شدم تا حد امکان خودم و آروم نگه داشتم . بعد رفتم آزمایشگاه ، دکترش یه پسر جوون تتویی با موی فر بود . تازه جلوش کیفمم افتاد رو زمین و لباسمم چپه شده . صبح همه صورتم ورم ، چشما خواب آلود ، ناشتا دهن بو سگ ...هر چقدر اون تر تمیز بود من ترکیده . اخه کی هشت صبح به خودش میرسههه . البته که دکتر پلاستیکی بود چون نتونست رگم و پیدا کنه . هر دوتا دستمم تست کرد باز نتونست . یه خانم اومد دراز کش و به زور رگم و پیدا کرد بعد نمونه رو برد داد پسره گفت بفرمایید آقای دکتر :/ این چه آقای دکتر پلاستیکیه که یه رگ نتونست بگیره . دکتر پلاستیکی یه حلقه ی خوشگل دستش بود. خدایی سلیقه ی خودش بود یا خانمش نمیدونم ولی هرکی بود خیلی خوب بود .
نمیدونم این چیه که هرموقع در ترکیده ترین حالت ممکنم طرف مقابلم خیلی شیک و نایس ظاهر میشه . حالا فرقی نداره دختر باشه یا پسر .
کاش امروز برای زنش تعریف نکنه یه دختره اومد شبیه اسکلا بود :)😂
جسمم سال ها پیش در دریا دفن و حالا تبدیل به بارون شدم ، اندراحوالات یک روح گمشده ...