446
شاید من متعلق به جای دیگری هستم . من دلتنگم . دلتنگ خانه ای که نبوده ام . دلتنگ عطری که نداشته ام . دلتنگ فردی که نداشته ام . من دلتنگم . من شبیه خودم نیستم . من یک رنگ خشک شده روی پالت یک هنرمندم . من گل های آبی رنگ یک جنگل بکرم . من یک پسر جواب در دنیای دیگری هستم ! من یک نور نارنجی میان برگ های پاییزم . من دلتنگ تمام این بودن هام .. من یک لمس عاشقانه ی شاعرانه ام . یک بوسه ی عمیق از شادی . یک پیراهن ضخیم پاییزه . من .. من یک روح گمشده ام .. من یک دردم ، یک آهم ، یک زخمم .. من جوانه ی کوچک یک درخت سیبم .. من یک کتاب قدیمی ام . یک ورق کهنه ی نم زده ...
آگهی میزنم : من گمشده ام . از یابنده درخواست میشود من را به آغوش کشیده و تحویل دهد .

+ [ چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۳ ] [ 1:2 ] [ fatemeh ]
|
جسمم سال ها پیش در دریا دفن و حالا تبدیل به بارون شدم ، اندراحوالات یک روح گمشده ...