220 یه نفر ... ؟!
با خودم این روز ها فکر میکنم یعنی یه نفر نیست ، هم فکر من ، هم پوشش من ؟! شدم مثل یه نقطه ی قرمز وسط کلی سفیدی . هر چقدر بیشتر میگذره بیشتر متوجه این موضوع میشم که به دسته ی خاصی تعلق ندارم . پوششم به افکارم و افکارم به پوششم نمیخوره . رفتارم به هردو . خودم با این حجم از تفکیک درونی درگیرم و تا بیام با حقیقت وجودم کنار بیام ، میبینم شدم نقطه ی قرمزی که همه ی سفیدی ها ازش دوری میکنن . این حجم از تضاد برام خیلی سنگینه ... خیلی گشتم تا یکی و پیدا کم شبیه خودم باشه اما یک نفر ، حتی یک نفر پیدا نشد . خیلی عجیب نیست ؟ چند نفر مثل من هستن ؟ اگه هستن پس چرا نمیبینم ؟ شاید انقدر کم هستیم که دیده نمیشیم ؟!
_ خیلی کلافم .
+ [ دوشنبه نهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 15:42 ] [ fatemeh ]
|
جسمم سال ها پیش در دریا دفن و حالا تبدیل به بارون شدم ، اندراحوالات یک روح گمشده ...