186
همه فکر میکنن من احمقم نمیفهمم !!!
همه برای زندگیم تصمیم میگیرن جز خودم .
همه عاقل ان جز من . خستم کردن این جماعت به خدا . نمیتونم هیچوقت این آدمارو ببخشم .
امروز من رو خانوادم با یه سری آدما بردن بیرون و اصلااااا از این تیپ آدما خوشم نمیاد اما محبورم که برم . علاوه بر این که خوش نگذشت کلی هم نصیحت احمقانه و مزخرف شنیدم . کسی به احساسات و اعتقادات من اهمیت نمیده و این کفریم میکنه . متاسفام اما این آدما روزی میرسه که آرزوی دیدنم رو داشته باشن . چون در اولین فرصت فرار میکنم و میرم . تا الان تحملشون کردم . باشه دو سال دیگه هم تحمل میکنم اما احمقم اگه بعد دو سال همچنان زندگیم و با این آدما ادامه بدم .
واقعا خدا میدونه چقدر خوداری کردم که نتوپم بهشون و حرفی نزنم . خیلیی جلوی دهنم و گرفتم تا سرشون داد نزم و فحاشی نکنم !! در این حد ...
خیلی رو مخمه خیلی . کی دهن باز کنم و چیزایی رو بگم که نباید . الان که فکر میکنم من صبور تر از این حرفام . هرکی جای من بود پنج شش بار دهن این آدمارو جر داده بود .
جسمم سال ها پیش در دریا دفن و حالا تبدیل به بارون شدم ، اندراحوالات یک روح گمشده ...