93 حقیقت تلخ

تلخ ترین حقیقت زندگیم اینه که به مرحله ای رسیدم اخلاقای بد بابام و دارم تکرار میکنم و بد تر از اون با خواهر کوچیک ترمم اونطور رفتار میکنم <<<<<<<<<<<<<<< حالم از این وضعیت سگی به هم میخوره ، من نمیخوامم بابام باشم ...

24 ساعت شبانه روز 5 ساعتشم هر روز پیش یکی باشی ناگهان خلق و خوی اونم روت تاثییر میذاره چه برسه به خانواده آدم ...

92 باران

الان باید هزاران بار خدارو شکر کنم که بارون داره میاد :>>>>

* فکر کنم قطع شد !!

هرچی هست نم نمه هی قطع و وصل میشه ؛ اما چیزی که خیلیییی قشنگه صدای رعد و برقه که من واقعا دوسش دارم :)

چند لحظه پیش از پنجره قطراتش با پشت گردنم برخورد کرد

امیدوارم دوباره بباره *

91 ناتانائیل

ناتانائیل ای کاش عظمت درنگاه تو باشد، نه در چیزی که به آن می نگری.

ناتانائیل من شوق را به تو خواهم آموخت ؛ اعمال ما وابسته است ، همچنان که درخشندگی به فسفر . درست است که اعمال ما ، ما را میسوزاند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته ، نشان آن است که سخت تر از دیگران سوخته است.

برای من خواندن اینکه شن ساحل ها نرم است، کافی نیست ؛می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند. معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد ، برای من بیهوده است . هرگز در این جهان چیزی ندیدام که حتی اندکی زیبا باشد؛ مگر آن که فوراً آرزو کرده ام تا همه مهر من آن را در برگیرد.

* برید و کتاب کاملش و بخونید :)))))

'مائده های زمینی'

90 جای قرار من و تو

با این نسیم سحر خیز، برخیز اگر جان سپردیم

در باغ می ماند ای دوست ، گل یادگار من و تو

چون رود امیدوارم ، بی تابم و بی قرارم

من می روم سوی دریا ، جای قرار من و تو :)

89 پسر بودم

کاش پسر بودم :>>>

اون وقت کسی نه تو ازدواجم نه تو حامله شدنم نه تو لباس پوشیدنم ، دخالت نمیکرد :)

* این هیچ توهینی به جنسیت مذکر نیست این فقط احساسیه که دریافت میکنم ، درست یا غلط بودن چیزی و تایین نمیکنه :)

88هوا روز و همه چیز

هوا شرجی و بسیار گرمه حس میکنم دارم خفه میشممم ! کنار پنجره درس میخونم که یه کم باد میره و میاد . دیشب با خودم گفتم برام مهم نیست درآینده چی میشه !! من دخترم ! تمام وجودم و دارم تو این سال ها میسازم پس تا ابد یک دختر خونده میشم ! حتی اگه متعهد به یک ازدواج باشم ! ( نمیخوام فعلا دربارش حتی لحظه ای فکر کنم ) . اعلام کردن از تیر کارورزی شروع میشه ، در به در دنبال یه جای خوبم . احتمالا چندین جاهم مدرسه اعلام کنه و حداقل یه جای خوبش برای من بیفته . دعا کنید همه چیز اون جور که باید پیش بره تا با کلی خبر خوب برگردم .

87 زبان و این روزا

بلاخره دارم زبان کره ای یاد میگیرم !! واقعا زبان شیرینیه ! حرف دیگران برام مهم نیست ، مهم لذتیه که ازش میبرم .. یه تفریح و حس خوب وسط این روزای پر از درس و استرسه و خیلی خیلی خوشحالم . امروز خواب دیدم کنکور با یه رتبه خوب همونجایی که میخواستم قبول شدم ، یادمه توی خواب عمیقا از تمام وجودم فریاد میزدم ، اصلا فکر کردن بهش حالم و خوب میکنه =))))) چیزی نمونده ...

86 عربی!

عربی از چیزی که فکر میکردم آسون تره و الکی گاج سخت و گیجش کرده بود ، اما همچنان میفهمم چی میگه متوجه نمیشم !! فکر کنم کم تست میزنم . چیزی تا کنکور نمونده و من واقعا خسته اما خوبم .. یه حس استرس و خوشحالی و نگرانی دارم برای تموم شدن

85 قرصای هورمون

تقریبا دو هفتس قرص های هورمون مصرف میکنم برای تنظیم پریودم ، سه سال پیشم مصرف میکردم اما با دوز پایین تر . هرموقع به شدت دچار اضطراب و مشکلات عصبی میشم این بلا سرم میاد . مجددا تقریبا چهار روزه که نخوابیدم . این قرصای هورمون وحشتناکن ، شکم و به شدت بزرگ میکنه ، همین طور ران پا و بقیه ناحیه های بدن ... 😂🌚 خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است . من کلا لاغرم اما جمع و جور نه ! هرچی رفتم باشگاه ساختم یه قرص هورمون زپرتی گند زد بهم :))))) به خاطر امتحانات و کنکور نمیتونم دوباره برم باشگاه اما از تیر نمیذارم این فاجعه ادامه پیدا کنه ..

خلاصه این که مراقب خودتون باشید مثل من زیاد فشار نخوردید ، تهش یه افسرده ی چاق میشید که چون قرص هورمون مصرف میکنه ورم کرده ...